| تعداد نشریات | 49 |
| تعداد شمارهها | 1,261 |
| تعداد مقالات | 10,847 |
| تعداد مشاهده مقاله | 22,203,688 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 14,928,995 |
بررسی تجربیات ورزشکاران نخبۀ مردِ دارای سابقۀ ارتکاب جرم با استفاده از روش روایت ژوهی | ||
| فصلنامه علمی پژوهشهای کاربردی در مدیریت ورزشی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 23 دی 1404 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30473/arsm.2026.75626.3994 | ||
| نویسندگان | ||
| رضا افضلی1؛ کیوان شعبانی مقدم* 2؛ نجف آقایی3 | ||
| 1دانشجوی دکتری دانشگاه رازی | ||
| 2دانشیار دانشگاه رازی | ||
| 3دانشگاه خوارزمی | ||
| چکیده | ||
| ورزش بهعنوان ابزاری مثبت برای کاهش جرم شناخته میشود، اما تردیدهایی در این پیش-فرض که مشارکت در ورزش همیشه به نتایج مثبت منجر میشود وجود دارد. مشارکت در ورزش لزوماً مانع از بروز رفتارهای منفی نمیشود و دنیای ورزشکاران نیز همچون سایر بخشهای جامعه، شامل افرادی است که مرتکب جرم میشوند. میزان ارتکاب جرم توسط ورزشکاران، یااینکه چگونه ورزش میتواند به رفتارهای جنایی منجر شود، بهطور کامل مشخص نیست. تحقیقات اندکی در مورد تجربیات ورزشکارانی که مرتکب جرم میشوند صورت گرفته است. اگرچه در گذشته ارتباطاتی بین مشارکت در ورزش و جرائم خشونتآمیز و جنسی مشاهده شده، هنوز شواهد تجربی گسترده و قابل توجهی در این زمینه وجود ندارد. در پژوهش حاضر از روش کیفی برای بررسی تجربیات ورزشکارانی که مرتکب جرم شدهاند استفاده شد. بهمنظور درک تجربیات این ورزشکاران، از روش روایتپژوهی استفاده گردید و از مصاحبه با نخبگان برای بررسی روایتهای دوازده ورزشکار مرد استفاده شد که در طول یا بلافاصله پس از دوران ورزشی خود، مرتکب جرم شدهاند. برای تحلیل دادهها، از تحلیل مضمون استفاده شد و پنج مضمون اصلی شناسایی شد: تجربه ورزشی، تجربه جنایی، تأثیر عوامل خارجی، نقش مواد مخدر و الکل، و درنهایت تأمل در مسیر فردی شرکتکنندگان. نتایج نشان میدهد که ممکن است جستجو برای مرزهای جدید، عامل ارتکاب جرم باشد، برهطوریکه اعمال مجرمانه بهعنوان نتیجهای از این رفتارهای مرزی رخ دهند. این تحقیق بهطورکلی دانش ما درزمینه ارتکاب جرم توسط ورزشکاران را گسترش میدهد و درک بهتری از ورزشکارانی که مرتکب جرم میشوند و نقش ورزش در تجربیات آنها ارائه میدهد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ورزشکاران؛ رفتارهای جنایی؛ کاهش جرم | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Investigation of Male Elite Athletes with Criminal Records Using Narrative Research Method | ||
| نویسندگان [English] | ||
| reza afzali1؛ kivan shabani2؛ najaf aghaei3 | ||
| 1razi university | ||
| 2razi | ||
| 3kharazmi university | ||
| چکیده [English] | ||
| مقدمه ورزشکار نیز همچون هر فرد دیگری در جامعه، ممکن است مرتکب جرم شود و پیامدهای این جرم برای او میتواند بسیار بزرگ و تأثیرگذار باشد. افت اعتبار برای ورزشکاران معمولاً اهمیت زیادی دارد، زیرا انتظارات زیادی از آنها وجود دارد. وقتی ورزشکاران مرتکب جرم میشوند، احتمال اینکه این موضوع در رسانهها پوشش داده شود بیشتر است، نسبت به زمانی که افرادی با جایگاه پایینتر مرتکب جرم شوند (کارُن و همکاران ، 1997). ورزش و جرم بخشهای بزرگی از اخبار را در رسانههای چاپی و آنلاین به خود اختصاص میدهند (کوهوت، ۲۰۰۱)، بنابراین وقتی که این دو موضوع با هم ترکیب میشوند و یک ورزشکار متهم به ارتکاب جرم میشود، به طور طبیعی تبدیل به سرخط خبرها میشود (ماسترو و همکاران، ۲۰۱۱). توجه زیادی که به جرائم ورزشکاران در رسانهها میشود، با روند کلی گزارش جرم در اخبار همخوانی دارد، هرچند نیاز به علنی کردن جرم در جامعه هنگامیکه ورزشکاری مرتکب آن میشود، پتانسیل این را دارد که چهره خوب آن ورزشکار را تحت تأثیر قرار دهد (استالینگز و وارد، 2017). با این حال، مهم است که توجه کنیم که اگرچه جرمی که یک ورزشکار مرتکب شود معمولاً توجه زیادی از رسانهها را جلب میکند، این ممکن است باعث شوه تصور شود ورزشکاران بیشتر از آنچه که واقعاً هستند، جرم مرتکب میشوند. کارمایکل (۲۰۰۹) اشاره میکند که با وجود اخبار جنجالی و بزرگنماییهای رسانهای، نرخ فعالیتهای جنایی در میان ورزشکاران (در ایالات متحده) بیشتر از عموم مردم نیست. از دیر باز، ورزش به عنوان وسیله برای منحرف کردن افراد از فعالیتهای مجرمانه، با جرم در ارتباط بوده است (برُسنان ، ۲۰۲۰). در حالی که شواهدی از برنامههای ورزشی و نتایج پیشگیری از جرم وجود دارد، مهم است که از این تصور سادهکه ورزش بهطور قطع «اثرگذار» است، اجتناب کنیم (گروامبریج، ۲۰۱۶). ورزش بهعنوان ابزاری برای کاهش جرم، با انتقاداتی همراه است و دیدگاه پیشین که ورزش میتواند جرم را کاهش دهد، دیگر بدون چالش نیست (انگلبرگ و موستون، ۲۰۲۰). استانسفیلد (۲۰۱۷) حتی اظهار میدارد که ورزش بهعنوان یک روش کنترل اجتماعی موفق نبوده است. رابطه بین ورزش و جرم قطعاً پیچیده است و شامل تناقضهای زیادی است. آرمسترانگ و هاجز_رمون ورزش را به عنوان محور اصلی علت کاهش یا افزایش جرم توصیف میکنند. برخی پژوهشگران معتقدند که مشارکت در ورزش میتواند رفتارهای ضد اجتماعی را تقویت و ترویج کند و حتی ممکن است به عنوان عامل اصلی برای افزایش رفتارهای پرخاشگرانه و غیرقانونی عمل کند (هارتمن و ماسوگلیا، ۲۰۰۷). تعدادی از نویسندهها بر این باورند که شباهتها میان دنیای ورزش و جرم بیشتر از تفاوتهاست و تأکید میکنند که ورزش نباید بهطور قطعی بهعنوان نوعی نیروی اجتماعی مثبت دیده شود. هارتمن و ماسوگلیا (۲۰۰۷) از سیاستگذاران میخواهند در تشویق و تسهیل ورزش احتیاط کنند، چراکه تحقیقات آنها نشان میدهد شاخصهای مختلفِ مشارکت در ورزش، با انواع رفتار ضد اجتماعی و بهطور بالقوه رفتار مجرمانه مرتبط است. کودلاک (۲۰۱۰) با ابراز اطمینان از یافتههای خود بیان میکند: «هنگام مقایسه ورزشکاران مرد (دبیرستانی، دانشگاهی، و حرفهای) با عموم مردم، نباید تعجب کرد که ورزشکاران به دلیل سن و جنسیتشان در معرض خطر بیشتری برای ارتکاب جرم باشند». با این حال، بسیاری از نویسندگان بر این نکته تأکید دارند که نباید ارتباط بین ورزش و جرم را قطعی دانست و بر اهمیت نگریستن به هریک از این رفتارها بهشکل جداگانه تأکید میکنند. دیویس و منارد (۲۰۱۳) بر این باورند که رابطه علّی بین ورزش و رفتارهای غیرقانونی مشخص نیست و پرسشها در مورد ارتباط بین این دو هنوز بیپاسخ مانده است. شاید دیدگاه واقعبینانهتر این باشد که ورزش، هم رفتارهای اجتماعی مثبت و هم ضد اجتماعی ایجاد میکند. برای برخی از ورزشکاران، مشارکت در ورزش معمولاً موجب کاهش رفتارهای انحرافی میشود، درحالیکه برای برخی دیگر، این تمایل به افزایش مییابد (هارتمن و ماسوگلیا، ۲۰۰۷). دانینگ و وادینگتون (۲۰۰۳) معتقدند ورزش هم تأثیرات هنجاری مثبت و هم نتایج منفی اجتماعی مانند ارتکاب جرم را به همراه دارد. بنابراین، مهم است که ورزش بهعنوان یکی از عوامل متعددی که میتوانند به مسیر جرم منجر شوند درنظر گرفته شود، نه بهعنوان عاملی قطعی و مطلق. اگرچه تحقیقاتی در مورد ورزشکاران و جرم انجام شده و پیشنهاداتی درباره دلایل رفتار مجرمانه ورزشکاران ارائه شده است، اما یافتهها محدود بوده و معمولاً براساس موارد خاص هستند. توضیحات در مورد رفتار مجرمانه اغلب سطحی بوده و بر فرضیات مربوط به ویژگیهای شخصیتی ورزشکاران استوارند که به کل جامعه ورزشی تعمیم داده میشود. بهندرت از ورزشکاران پرسیده میشود که «چرا جرم مرتکب شدید؟». جرائم ارتکابیِ ورزشکاران بهندرت در منابع علمی بررسی میشود. تحقیقات معدودی در داخل کشور در رابطه با موضوع تحقیق انجام گرفته است. کریم-نیا، سماواتی پیروز و کرمی (1401) در پژوهشی با عنوان جایگاه مسئولیت کیفری در ارتکاب تخلفات و جرائم ورزشی، نتیجه گرفتند که سیطرۀ غیرمنطقی قواعد آیین-نامهای بر ورزش و خلأ نسبی قانون مجازات اسلامی در این زمینه منجر به نقص اصل قانونی بودن جرم و مجازات شده است. آنان خاطرنشان ساختند که اغلب آییننامههای موجود، مراحل رسمی تعیینشده جهت تصویب را طی ننمودهاند و اغلب بوسیلۀ هیئت رئیسه فدراسیونها، تصویب و جاری گردیدهاند. عزیزی، علیپور و نصرالهی (1396) در پژوهشی با عنوان بررسی ارتباط دینداری را ارتکاب جرم در میان جوانان ورزشکار، نتیجه گرفتند که میان دینداری و ابعاد آن با ارتکاب جرم، رابطه معنادار و معکوس وجود دارد. با تقویت دینداری در میان جوانان ورزشکار میتوان میزان ارتکاب جرائم را در بین آنان کاهش داد. در میان تحقیقات انجام گرفته در خارج از کشور، گرومبریج (2016) بیان داشتند که ورزش خود به تنهایی عاملی برای ایجاد یا حل یک مشکل نیست، بلکه صرفاً بخشی از زندگی است که جامعهشناسی پیش از این در حال بررسی آن بوده و جرمشناسی نیز باید به این مسیر بپیوندد. رشد صنعت سرگرمیهای ورزشی باعث شناخت سطحی از ورزشکاران و رفتار مجرمانه آنها شده است (استالینگز و وارد، 2017)، اما پژوهشی وجود ندارد که این دیدگاه را تأیید کند. با وجود توجه رسانهها به خطاهای ورزشکاران، تحقیقات جامع و عمیق در این زمینه بسیار محدود است (آرمسترانگ و هاجز-رامون، ۲۰۱۵). تعداد اندکِ مطالعات موجود نیز بیشتر بر روایتهای فردی تکیه دارند تا تحلیلهایی که از دیدگاههای جرمشناسی استفاده کنند (دی رونکو و لاوورانیا ، ۲۰۱۴). آتکینسون و یانگ (۲۰۰۸) اشاره میکنند که اغلب ورزشکارانی که مرتکب جرم میشوند، بهعنوان مجرمان منزوی شناسایی میشوند که رفتارهایشان نماد فرهنگ ورزشی آنها نیست. بنابراین آنها نمایانگر رفتارهای معمولی ورزشکاران که از ورزشکاران انتظار میرود نیستند. آنها توضیح میدهند که با بررسی موارد فردی و نه فرهنگهایی که رفتارها و روانشناسی این افراد را شکل میدهند، توجهات از ورزش بهعنوان نظامی از ارزشها که اجازه میدهد شخصیتهای منفی ظهور کنند و فرهنگی که میتواند مجرمان را تولید کند، منحرف میشود. آرمسترانگ و هاجز-رامون (۲۰۱۵) تأکید میکنند که نیاز است بهجای تمرکز بر ورزش به عنوان ابزاری برای کنترل جرم، بر نقش ورزش بهعنوان عاملی قوی که میتواند به بروز جرم کمک کند، توجه شود. بهطورکلی، مشخص است که نیاز به تحقیق و بررسی بیشتر در مورد ورزشکاران و جرم وجود دارد. اتکینسون و یانگ (2008) معتقدند برای درک بهتر انحراف در ورزش، باید به بررسی ابعاد و جنبههای آن پرداخت، نه اینکه وانمود کنیم چنین چیزی وجود ندارد. این موضوع در مورد جرم در ورزش نیز صدق میکند. هارتمان و ماسوگلیا (2007) مخالفت خود را با این دیدگاه که ورزش ابزاری برای ارتکاب جرم یا احتراز از آن است، اعلام کردند و بر نیاز به یک مدل مفهومی جدید تأکید کردند که رابطه بین مشارکت در ورزش و ارتکاب جرم را بهطور جامع بررسی کند؛ مدلی که هم تاثیرات مثبت و هم منفی را در نظر بگیرد و علاوه بر آن، عوامل و شرایطی که مسیرهای متفاوت را شکل میدهند، مطالعه کند. با وجود اینکه اسنایدر (1994) بیان میدارد که مطالعات موجود به ما اطلاعات اندکی در مورد چگونگی یا دلیل وقوع انحراف و جرم در ورزش میدهند و تحقیقات کمی این خلأ را برطرف کردهاند. تاکنون دلایل معدودی دربارۀ دلایل ارتکاب جرم توسط ورزشکاران ارائه شده است. فرضیههایی مطرح شدهاند، اما هیچ پژوهشی این پرسش را از دیدگاه ورزشکاران بررسی نکرده است. این مطالعه قصد دارد این خلأ پژوهشی را پر کرده و تأثیر ورزش بر فعالیتهای مجرمانه را بهتر درک کند. سوالی که این رساله بهدنبال پاسخگویی به آن است این است که آیا ورزش محرکی برای رفتارهای انحرافی و ارتکاب جرائم است؟ آیا ورزش بجای اینکه موجب اصلاح باشد، باعث بروز رفتارهای مجرمانه میشود؟ روش شناسی این پژوهش با هدف بررسی تجربیات ورزشکاران مرد نخبهای که مرتکب جرم شده بودند، با تاکید اصلی بر شنیدن روایتهای شخصی آنها از اعمال مجرمانهشان انجام گرفت. چهار هدف برای این رساله تعیین شد: 1. بررسی دلایل ارتکاب جرم توسط ورزشکاران 2. شناسایی رفتارها و شرایط زندگی ورزشکار که ممکن است منجر به ارتکاب جرم شود، با تمرکز بر نقش ورزش 3. ارائه درکی از تأثیرات ارتکاب جرم بر زندگی ورزشکار 4. ایجاد یک چارچوب مفهومی برای درک جرم و جنایت در میان ورزشکاران در این تحقیق از روش روایتپژوهی استفاده شد که نوعی رویکرد کیفی در پژوهش است که بر بررسی و تحلیل داستانها و روایتهای افراد تمرکز دارد و، محقق به دنبال درک تجربیات، دیدگاهها و معانی زندگی افراد از طریق داستانهایی است که آنها تعریف میکنند. در زمینه مطالعات ورزش و تمرینات بدنی پیشرفتهای مهمی در استفاده از روشهای روایتپژوهی گرفته است (پاپاتوماس ،2016). همچنین در این تحقیق با استفاده از مفهوم کار لبمرزی ، نحوه مواجهه و نگاه شرکتکنندگان به خطر مورد بررسی قرار میگیرد. کار لبمرزی در گذشته برای بررسی رفتار در ورزشهای پرخطر و نیز، بهعنوان توضیحی برای فعالیتهای مجرمانه استفاده شده (لینگ،1993)، ولی تاکنون برای بررسی فعالیتهای مجرمانه ورزشکاران به کار نرفته است. این مفهوم که توسط استفان لینگ معرفی شد، به مطالعه رفتارهای داوطلبانه و مخاطرهآمیز در حاشیه جامعه اشاره دارد و به بررسی انگیزهها و تجربیات افرادی میپردازد که به دنبال هیجان، خطر و احساس زنده بودن در فعالیتهایی مانند ورزشهای مخاطرهآمیز، جرمهای غیرخشونتآمیز یا رفتارهای انحرافی هستند. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Athletes, Criminal Behavior, Crime Reduction | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 36 |
||