| تعداد نشریات | 49 |
| تعداد شمارهها | 1,282 |
| تعداد مقالات | 11,081 |
| تعداد مشاهده مقاله | 22,936,178 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 15,485,168 |
رابطه سواد دیجیتال و واسطهگری والدین با ریسکهای آموزش آنلاین با توجه به نقش میانجی خودکنترلی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فناوری و دانش پژوهی در تعلیم و تربیت | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دوره 1، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 35-45 اصل مقاله (417.03 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.30473/t-edu.2021.8718 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سحر مهرپارسا* | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی،گروه علوم تربیتی،واحد تهران شمال،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه میان سواد دیجیتال و واسطهگری والدین با ریسکهای آموزش آنلاین با توجه به نقش میانجی خودکنترلی دانش آموزان صورت گرفت. در این راستا پژوهش حاضر از جنبه هدف یک پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را دانشآموزان مقطع متوسطه اول منطقه 1 شهر تهران تشکیل دادند که 220 نفر بهعنوان نمونه و با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد بهره گرفته شد که روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. همچنین جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش حداقل مربعات جزئی و نرمافزار PLS استفاده شد. نتایج نشان داد سواد دیجیتال و واسطهگری والدین رابطه منفی و معناداری با ریسکهای آموزش آنلاین دارند. همچنین نقش میانجی خودکنترلی در رابطه واسطهگری والدین و سواد دیجتال با ریسکهای آموزشی تائید شد. بر این اساس می توان نتیجه گرفت، افزایش سواد دیجیتالی و همچنین حضور والدین در آموزش آنلاین، می تواند ریسک هایی که دانش آموزان می توانند با آنها مواجه شوند را کاهش دهد. همچنین اگر دانش آموزان خودکنترلی خوبی در این زمینه داشته باشند این تاثیر بیشتر خواهد بود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| آموزش آنلاین؛ ریسک؛ خودکنترلی؛ سواد دیجیتال؛ واسطهگری والدین | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عنوان مقاله [English] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| The Effect of Digital Literacy and Parental Mediation on the Risks of Online Education about the Mediating Role of Students' Self-Control. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان [English] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Sahar Mehrparsa | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ph.D. Student of Education Management, Department of Educational Science, Tehran North Branch,Islamic Azad University,Tehran Branch, Iran | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده [English] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| The present study aimed to determine the relationship between digital literacy and parental mediation with online education risks concerning the mediating role of students' self-control. In this regard, the present study is applied research and descriptive survey, and correlational research. The study's statistical population consisted of first-grade high school students in District 1 of Tehran 220 people were selected as a sample by simple random sampling. A standard questionnaire was used to collect information and its validity and reliability were confirmed. Also, the partial least squares method and PLS software were used for data analysis. The results showed that digital literacy and parental mediation have a significant negative relationship with online education risks. The mediating role of self-control in the relationship between parental mediation and digital literacy with educational risks was also confirmed. Therefore, it can be concluded that increasing digital literacy and the presence of parents in online education can reduce the risks that students may face. Also, if students have good self-control in this area, this effect will be greater. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها [English] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Online Education, Risk, Self-Control, Digital Literacy, Parental Mediation | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه در طول سال های گذشته استفاده از اینترنت در زندگی افراد بسیار همه گیر شده است (چونگ و همکاران[1]، 2018) که در کنار مزایایی همچون برداشته شدن محدودیت های فیزیکی در روابط بین فردی، امکان خرید آنلاین، آموزش مجازی و ...، پیامدهای منفی همچون قلدری مجازی، نژادپرستی، انزوای اجتماعی و اعتیاد به اینترنت (دیامودیس و همکاران[2]، 2016)، تاثیرات منفی بر عوامل روانشناختی نیز دارد. با توجه به اینکه امروزه اینترنت به راحتی در اختیار همگان قرار دارد، اثرات مثبت و منفی ای که بر افراد دارد اهمیت زیادی دارد. در این میان همهگیری COVID-19 جهان را مجبور کرده است تا تغییر کند. در این میان در بخش آموزش نیز این الزام بوجود آمده در استفاده فراگیر از یادگیری مجازی مشارکت کند. اما با اینکه آموزش مجازی و از راه دور در گذشته نیز برای حفظ تداوم در آموزش بکار گرفته می شد، استفاده از آن در این دوره و در این مقیاس بی سابقه بوده است. اکنون نیز گمانهزنیها در مورد تأثیرات ماندگار این امر و نحوه آموزش در دوران پس از کووید آغاز شده است. عده ای معتقدند پس از اتمام کووید آموزش باید به صورت فیزیکی ادامه پیدا کند؛ اما عده ای دیگران معتقدند آموزش باید به شیوه مجازی ادامه داشته باشد. این نگرش بیشتر به خاطر ریسک ها و خطراتی است که آموزش مجازی با آن مواجه است (لاکی[3]، 2021). در عصر حاضر، اینترنت در زندگی روزانه حدود 40 درصد از جمعیت جهان نقش حیاتی ایفا می کند، تا جایی که بیش از 3 میلیارد کاربر اینترنتی در سال 2016 گزارش شده است. بر اساس برآورد سال 2018، حدود سه و نیم میلیارد کاربر به اینترنت دسترسی داشته اند و بیشتر آنها نیز جوان و نوجوان بوده اند. اما بررسی های انجام شده تا سال 2020 نشان داده است تقریباً چهار و نیم میلیارد کاربر از اینترنت استفاده می کنند که 59 درصد از جمعیت جهان را شامل می شود (اولاوید و همکاران[4]، 2020). در پی استفاده همه گیر از اینترنت و شبکه های اجتماعی، این فضاها به دانش آموزان و دانشجویان امکان انعطاف پذیری برای برقراری ارتباط از طریق ترکیبی از متن، صدا، تصویر و ویدئو را می دهند، و آنها را به رسانه ارتباطی ترجیحی برای نسل امروز دانش آموزان با دانش دیجیتال تبدیل می کند (لمای و همکاران[5]، 2020). اینترنت می تواند دستاوردهای مثبت و منفی برای افراد از جمله دانش آموزان به همراه داشته باشد. این دستاوردها بستگی به نوع استفاده از آن دارد. اینترنت می تواند از دیدگاهی مثبت موجب افزایش دانش و تسهیل فرایند یادگیری شود و از دیدگاهی منفی، مخرب باشد (تالیب و زیا[6]، 2012). با وجود آن که استفاده مناسب از فن آوری های ارتباطی و اطلاعاتی هم چون اینترنت می تواند به موفقیت تحصیلی دانش آموزان کمک نماید، استفاده مفرط از آن می تواند پیامدهای نامطلوبی به همراه داشته باشد. نتایج پژوهش گبر و کومار[7] (2012) نشان داد که استفاده زیاد از فیس بوک با استرس ادراک شده بالا همراه است و این استرس ادارک شده عملکرد تحصیلی را تحت تأثیر قرار می دهد. دانش آموزانی که در حین درس خواندن از فیس بوک استفاده می کردند با عملکرد تحصیلی پایین تری روبرو شدند (گبر و کومار، 2012). عواملی وجود دارند که می توان با تکیه بر آنها این ریسک ها را مدیریت کرده و کاهش داد. یکی از این عوامل سواد دیجیتال است. مهارت های مربوط به فناوری اطلاعات می تواند به فرد کمک کند تا به جای واکنش منفعلانه در برابر فرایند یادگیری، ابتکار عمل داشته باشد و کنترل و نظارت بیشتری بر یادگیری خود داشته باشد، البته به شرطی که فرد مهارت لازم برای استفاده از این فناوری را داشته باشد (شیرزاد و همکاران، 1398). در این راستا یوستیکا و ایسواتی[8] (2020) در پژوهش خود بیان کردند سواد دیجیتالی نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد. عامل دیگری که نقش مهمی در کاهش ریسک های آموزش آنلاین دارد واسطه گری والدین است (پوماما و همکاران[9]، 2021). والدین اولین کسانی هستند که با کودک ارتباط برقرار میکنند و تأثیرگذارترین برخوردها و تعاملات را در شکل گیری ساختار زندگی آینده ی کودک دارند، اندیشمندان دریافته اند که ادراک کودکان از این نوع تعاملات بسیار مهمتر از تجربه ی عملی چنین تعاملاتی است (چو و همکاران[10]، 2016). بر اساس الگوی بامریند و شیفر، دو محور اساسی در رفتار و تعاملات والدین در ارتباط با فرزندان وجود دارد: محبت و کنترل، از ترکیب این دو بعد، چهار سبک مختلف فرزند پروری مقتدرانه، مستبدانه، سهل گیر و کناره گیر (بی توجه) ایجاد می شود که سه سبک اخیر شیوه های فرزند پروری ناکارآمد محسوب می شود (گنتری، 1390). شیوه های فرزند پروری، روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود به کار می گیرند و بیانگر نگرش ها و رفتارهایی است که آنها نسبت به فرزندان خود دارند (لین و وایلی[11]، 2017). اوزگار[12] (2016) در پژوهشی تحت عنوان سبک های فرزند پروری و اعتیاد به اینترنت که 1238 نوجوان ترکیه ای انجام داد مشخص نمود که سبک فرزند پروری مسامحه و مستبدانه ارتباط معناداری با اعتیاد به اینترنت این نوجوانان داشته و نوجوانان با سبک فرزند پروری بی اعتنا بیشترین میزان اعتیاد به اینترنت را گزارش نمودند. این عقیده که خانواده نقش مهمی در شروع و تشدید اعتیاد به اینترنت در نوجوانان دارد، منابع پژوهش های قابل ملاحظه ای بوده است و چنانچه گونوگ و دوغان[13] (2013) بیان کردند، اعتیاد به اینترنت صرفاً مشکل یک فرد نیست، بلکه مشکلی است که خانواده مسئول آن است و این مشکل به واسطه پیامدهای بدکارکردی خانواده می تواند ایجاد شود. اوریول و همکاران[14] (2017) در تحقیقات خود نشان داد که میانجیگری والدین بر کاهش خطر آنلاین تأثیر دارد، اما با استفاده اعتیادآور کودکان از اینترنت مرتبط نیست. بنابراین کارکرد خانواده میتواند سلامت جسمی، هیجانی و اجتماعی فرزندان را تحت تأثیر قرار دهد چراکه خانواده نخستین مکانی است که پیوندهای عاطفی افراد در آن شکل میگیرند و رفتار والدین چه خشن، چه مهربان و با عطوفت، زمینههای اساسی شخصیت فرزندان را شکل میدهد. رفتارهای نابهنجار والدین میتواند زمینهساز بروز اختلالات و مشکلات رفتاری فرزندان شود (آبستر و همکاران، 1391). در واقع آنچه در خانواده اتفاق میافتد، عامل مهمی در انعطافپذیری و کاهش مشکلات فعلی و آتی فرزندان است (جعفری ندرآبادی، 1397). ایمانی و شیرالی (1394) در پژوهش خود نشان دادند کارکرد و فرآیندهای خانواده نقش مهمی در اعتیاد به اینترنت دارند و خانوادههای دارای کارکرد و روابط والد-فرزند مختل، گرایش بیشتری به استفاده آسیبزا از اینترنت دارند (ایمانی و شیرالی، 1394). در این میان، خودکنترلی عاملی است که می تواند در راستای کاهش ریسک های آموزش آنلاین نقش مهمی ایفا کند (پوماما و همکاران، 2021). خودکنترلی یعنی فرد، کنترل رفتارها، احساسات و غرایز خود را با وجود برانگیختن برای عمل داشته باشد. یک کودک یا نوجوان با خودکنترلی زمانی را صرف فکر کردن به انتخابها و نتایج احتمالی میکند و سپس بهترین گزینه انتخاب مینماید (موسوی مقدم و همکاران، 1396). بر اساس نظریه خودکنترلی گاتفریدسون و هیرشی[15] (1990)، خود کنترلی پایین منجر به انواع رفتارهای مجرمانه و دیگر رفتارهای خطر پذیر می شود. خودکنترلی پایین و گذاشتن اطلاعات شخصی در اینترنت و خودافشاگری در سایت های اینترنتی را نشان داده اند و به نظر میرسد خودکنترلی پایین پیش بین نیرومندی برای رفتارهای خودافشاگری در اینترنت (یو[16]، 2014) و اعتیاد به اینترنت است (یون و همکاران[17]، 2016). مطالعه قبلی اشاره کرد که فقدان میانجیگری والدین میتواند منجر به ایجاد خودکنترلی ناکافی در کودکان شود. علاوه بر این، ازنظر داکورث و همکاران[18] (2014)، خودکنترلی میتواند بهعنوان شاخصی برای موفقیت مهارتهای ارتباطی در کودکان مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، تواناییهای خوب خودکنترلی در کودکان تعیینکننده نگرش کودکان خواهد بود. با افزایش استفاده از تکنولوژی از جمله در آموزش، چندین محقق اولیه خاطرنشان کردند که کودکانی که خودکنترلی پایینی دارند میتوانند به اعتیاد به دسترسی به اینترنت، دسترسی به محتوای مستهجن، ظهور خشونت در قالب فضای سایبری، قلدری و آزار جنسی دچار شوند (ژاله و همکاران، 1400). آتش افروز و همکاران (1396) در پژوهش خود نشان دادند کارکرد خانواده با خودکنترلی همبستگی مثبت و معنیدار و خودکنترلی با استفاده مشکلزا از اینترنت همبستگی منفی و معنیدار دارند، اما بین کارکرد خانواده و استفاده مشکلزا از اینترنت همبستگی وجود ندارد ولی بهطور غیرمستقیم میتواند از طریق ارتقاء سطح خودکنترلی نقش مهمی در پیشگیری از ابتلا به استفاده مشکلزا از اینترنت ایفا نماید. بنابراین خانوادهها میتوانند با تقویت خودکنترلی فرزندان، آنها را در برابر استفاده مشکلزا و افراطی از اینترنت تلقیح نمایند. با توجه به شرایط حاکم بر دنیای کنونی و ماهیت تکنولوژی که دائما و به سرعت در حال پیشرفت و دگرگونی و تنوع است، توجه به عوامل درونی و کیفیت های روانشناختی پیش بین توانایی مدیریت استفاده از اینترنت خصوصا در جامعه کودکان و نوجوانان که قسمت عظیمی از کاربران اینترنت را تشکیل می دهند و نسبت به بزرگسالان نسبت به خطرات فضاهای مجازی آسیب پذیرترند، ضروری به نظر می رسد. همچنین با وجود اهمیت مطالب بیانشده، تحقیقاتی که بتوانند به صورت اثربخش و جامعی به چگونگی رابطه بین سواد دیجیتال و واسطهگری والدین با ریسکهای آموزش آنلاین بپردازند، وجود ندارد. همچنین نقش میانجی خودکنترلی در این رابطه موضوعی است که مغفول مانده است. در این راستا در پژوهش حاضر به پاسخ این سؤال پرداخته شده که سواد دیجیتال و واسطهگری والدین با توجه به نقش میانجی خودکنترلی دانش آموزان چه رابطه ای با ریسکهای آموزش آنلاین دارد؟ بر اساس چارچوب نظری بیانشده، فرضیهها و مدل مفهومی پژوهش به شکل زیر ارائه میشود:
خودکنترلی دانش آموزان رابطه مداخلهگری والدین با ریسکهای آموزش آنلاین را میانجی میکند
شکل 1. مدل مفهومی پژوهش
روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی بوده که در آن رابطه بین متغیرها بر اساس هدف پژوهش مورد تحلیل قرار گرفت. با توجه به هدف پژوهش حاضر، جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول در منطقه 1 شهر تهران بود که به شیوه آنلاین آموزش دیدند. در این راستا با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده 220 نفر به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها (ادبیات و سوابق مربوط به متغیرهای پژوهش) از روش کتابخانهای و برای جمعآوری دادههای پرسشنامه از روش میدانی استفادهشد.
ابزار در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد تحقیقات پارناما و همکاران[19] (2021) استفاده شد. در مورد روایی، علاوه بر روایی سازه بهوسیله تحلیل عاملی تأییدی، از روایی همگرا و تشخیصی استفاده شد. بررسیهای تحلیل عاملی تائید نشان داد بار عاملی برای تمامی گویه ها بالای 3/0 و معناداری بالای 96/1 است. در نتیجه روایی سازه مورد تایید قرار گرفت. برای بررسی روایی همگرا از میانگین واریانس استخراجشده[20] استفاده شد. برای برقراری روایی همگرا باید میزان میانگین واریانس استخراج شدة محاسبهشده برای هر شاخص، بزرگتر از مقدار 5/0 باشد. میانگین واریانس استخراج شدة شاخصهای پژوهش در جدول 1 ارائهشده است.
جدول 1. مقادیر میانگین واریانس استخراج شدة شاخصهای پژوهش
ازآنجاکه مقدار AVE برای تمامی شاخصها بالاتر از 5/0 محاسبهشده، در نتیجه روایی همگرا مورد تائید است. چنانچه میانگین واریانس استخراجشده برای یک متغیر، بزرگتر از توان دوم همبستگی متغیر با سایر متغیرها باشد، روایی تشخیصی برای آن متغیر وجود دارد. در جدول 2، اعداد روی قطر اصلی، میانگین واریانس استخراجشده هستند. میانگین واریانس استخراجشده برای هر متغیر، بیشتر از همبستگی آن متغیر با سایر متغیرها است. بنابراین روایی تشخیصی متغیرهای پژوهش مورد تائید است. در این پژوهش همچنین برای بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفادهشده است. مقادیر بالای 7/0 برای آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی نشاندهنده پایایی شاخص است. نتایج بررسی پایایی به شرح جدول 3 است.
جدول 2. میانگین واریانس استخراجشده و همبستگی بین متغیرهای پژوهش
جدول 3. بررسی پایایی ابزار تحقیق
با توجه به اینکه پایایی ترکیبی و ضریب آلفای کرونباخ برای شاخصهای پژوهش بالای 7/0 است، درنتیجه میتوان به پایایی ابزار تحقیق اعتماد کرد. در بخش تجزیه و تحلیل دادهها، از نرمافزار SPSS برای بررسی آمار توصیفی و روش حداقل مربعات جزئی و نرمافزار Smart PLS برای بررسی فرضیهها استفاده شد.
یافتهها در ابتدا به بررسی آمار توصیفی متغیرها پرداخته شد که نتایج به شرح جدول زیر است:
جدول 4. شاخص های وضعیت توزیع متغیرهای پژوهش
بررسی ها نشان داد میزان چولگی و کشیدگی برای تمامی متغیرها در بازه 2 و 2- قرار دارد. در نتیجه می توان گفت داده ها از توزیع نرمالی پیروی می کنند. در ادامه به بررسی فرضیههای پژوهش پرداخته شد. خروجی نرمافزار PLS برای بررسی فرضیههای پژوهش به شرح شکلهای 2 و 3 است. شاخص ضریب تعیینR2) ) متغیرهای وابسته مقدارR2 برای سازههای درونزای پژوهش به میزان 0.501 و 0.749 محاسبهشده است. شاخص ارتباط پیشبین Q2 مقدار Q2 برای شاخصهای تحقیق 0.284، 0.269، 0.234 و 0.311 است که مثبت و در سطح مطلوب است. بر همین اساس میتوان گفت قدرت پیشبینی مدل در مورد متغیرها مطلوب هستند. شاخص GOF این شاخص ملاک کلی برازش (GOF) است که با محاسبه میانگین هندسی میانگین اشتراک و R2 بهصورت زیر محاسبه میشود.
با توجه به اینکه این شاخص برای مدل پژوهش حاضر 0.707 محاسبهشده میتوان گفت مدل از برازش مطلوبی برخوردار است.
شکل 2. مقادیر بار عاملی و ضرایب مسیر مدل پژوهش
شکل 3. معناداری مدل پژوهش
جدول 5. نتایج حاصل از ارزیابی مدل ساختاری برای بررسی فرضیههای پژوهش
بر اساس خروجی مدل، نتایج بررسی فرضیهها به شرح زیر است:
میزان ضریب مسیر برای تأثیر سواد دیجیتال بر ریسکهای آموزش 0.602- محاسبهشده که بیشتر از 0.5 است. همچنین معناداری این رابطه 2.248 محاسبهشده که از 1.96 بیشتر است. درنتیجه میتوان گفت رابطه فوق معنادار است. اما این رابطه منفی است و افزایش سواد دیجیتال منجر به کاهش ریسکهای آموزش آنلاین میشود.
بررسی فرضیه فوق نشان داد میزان ضریب مسیر برای رابطه مداخلهگری والدین با ریسکهای آموزش
آنلاین 0.566- است که بیشتر از 0.5 است. همچنین معناداری به میزان 10.053 است که از 1.96 بیشتر است. در نتیجه رابطه فوق معنادار است. اما با توجه به منفی بودن شدت رابطه، افزایش مداخلهگری والدین منجر به کاهش ریسکهای آموزش آنلاین میشود.
در بررسی فرضیه میانجی از روابط غیرمستقیم و مستقیم و ضریب VAF بهره گرفته شد. با توجه به اینکه میزان این ضریب بیشتر از 0.2 است، می توان گفت نقش میانجی تاییدمی شود. همچنین این ضریب نشان داد 43 درصد از رابطه سواد دیجیتال با ریسک های آموزشی توسط خودکنترلی تبیین می شود.
رابطه مستقیم مداخلهگری والدین بر ریسکهای آموزش آنلاین 0.566- است. در بررسی فرضیه میانجی از روابط غیرمستقیم و مستقیم و ضریب VAF بهره گرفته شد. با توجه به اینکه میزان این ضریب بیشتر از 0.2 است، می توان گفت نقش میانجی تایید می شود. همچنین این ضریب نشان داد 53 درصد از رابطه مداخله گری والدین با ریسک های آموزشی توسط خودکنترلی تبیین می شود.
نتیجهگیری و بحث پژوهش حاضر با هدف رابطه سواد دیجیتال و واسطهگری والدین با ریسکهای آموزش آنلاین با توجه به نقش میانجی خودکنترلی دانش آموزان صورت گرفت. نتایج نشان داد سواد دیجیتال رابطه منفی و معناداری با ریسکهای آموزش آنلاین دارد. در نتیجه افرادی که سواد دیجتال بیشتری دارند، ریسک های آموزش آنلاین برای آنها کمتر است. هلسپر و همکاران (2019) در نتایجی همسو بیان کردند مهارتهای سواد دیجیتال در کودکان میتواند بر خطرات آنلاین مانند قلدری، پرخاشگری و نفرت، آزار جنسی، هک، آسیبپذیری، قربانی شدن، و انعطافپذیری و اعتیاد به اینترنت تأثیر بگذارد. همچنین همانگونه که نتایج نشان داد، مداخلهگری والدین در آموزش آنلاین میتواند آسیبها و ریسکهای آموزش آنلاین را برای دانش آموزان کاهش دهد. لیوینگستون و همکاران (2017)، سولداتوا و راسکازووا[21] (2017) و نیکن و جانس[22] (2014) نیز در پژوهش خود به نتایج مشابهی دست یافتند. نتایج فرضیه میانجی اول نشان داد خودکنترلی دانش آموزان رابطه سواد دیجیتال با ریسکهای آموزش آنلاین را میانجی میکند. این یافته در تحقیقی همسو توسط پوماما و همکاران (2021) تایید شد. همچنین فرضیه میانجی دوم نشان داد خودکنترلی دانش آموزان رابطه مداخلهگری والدین با ریسکهای آموزش آنلاین را میانجی میکند. پوماما و همکاران (2021) در نتایجی همسو این فرضیه را تایید کردند. تربیت سخت و سبکهای فرزند پروری مستبدانه میتواند تأثیر منفی بر نوجوانان داشته باشد. نوجوانان در این خانوادهها به دلیل پیوندهای عاطفی ضعیف، شیوههای آمرانه و کنترل و نظارت شدید، در پی رهایی از مقررات و قوانین انعطافناپذیر موجود در خانوادهاند. والدین مستبد معمولاً استانداردهای تحصیلی سختگیرانهای دارند. کمالگرایی و سختگیری والدین سبب میشود که همواره از عملکرد نوجوانان ناراضی باشند و بدون در نظر داشتن توانایی نوجوانان انتظارات غیرمنصفانهای از آنها داشته باشند. این امر موجب احساس ناتوانی، درماندگی، کاهش اعتماد به نفس و درنهایت اجتناب نوجوانان از مسائل تحصیلی میشود. از این رو، نوجوانان برای کاهش استرس ناشی از مشکلات خانوادگی و تحصیلی، فضای مجازی را به مثابه یک راهبرد جبرانی سهلالوصول در نظر میگیرند و به دلیل ماهیت فضای مجازی که عاری از هرگونه کنترل و نظارتی است که والدین بر آن اصرار دارند، به استفاده از این فضا وابسته میشوند، زیرا میل به استقلالطلبی و نیازهای عاطفی آنها در ارتباطات مجازی ارضا میشود. همچنین کنترل و نظارت شدید والدین مانع از رشد خودکنترلی و خودتنظیمی فرزندان میشود، زیرا این والدین فرصت انتخاب گری و استقلال عمل را از آنها میگیرند، بنابراین فرزندان آنها به وجود منبع کنترل بیرونی وابسته میمانند. چنین افرادی در مقایسه با سایر کاربران در مدیریت زمانی و خودتنظیمی ناموفق هستند و به میزان بیشتری وقت خود را صرف فضای مجازی میکنند و به آن وابسته میشوند. سواد دیجیتال بهعنوان عاملی که در ایجاد آگاهی و نحوه درست از استفاده از اینترنت مؤثر است، نقش مهمی در کاهش آسیبهای وارده به دانش آموزان دارد. آموزش سواد دیجیتال است که مخاطب را در شناسایی فنون و روشهای درست استفاده از فناوری یاری و مهارت انتخابگری را به وی انتقال میدهد و این مهارت باعث جذب مخاطب به پیامهای مفیدتر و مورد نیاز خواهد شد که خود باعث کاهش وابستگی ما به رسانهها و بهویژه اینترنت میشود. مهمترین یافته این تحقیق نشان میدهد که آموزش سواد دیجیتال یکی از عوامل اثرگذار بر ریسکهای آموزش آنلاین در بین دانش آموزان است و با بالا رفتن سطح سواد دیجیتال دانش آموزان، میزان اعتیاد اینترنتی دانش آموزان نیز تعدیل خواهد شد که این یافتهها با نظریه الیزابت تامن و همکارانش که بیان میدارند آموزش سواد رسانهای در لایه اوّل خود به اهمیت برنامهریزی شخصی در نحوه استفاده از رسانهها توجه میکند همخوانی دارد. بر اساس نتایج همچنین به نظر میرسد ضعف در خودکنترلی هسته اصلی بسیاری از مشکلات کودکان و بزرگسالان است. وقتی خودکنترلی را به شکل به تأخیر انداختن خشنودی نگاه کنیم، خواهیم دید که بسیاری از مشکلات ریشه در همین نارسایی دارند. به نظر میرسد ازیکطرف، اعتیاد به فضای آنلاین در جوانان با ضعف در خودکنترلی و نظم مرتبط است و همچنین افراد معتاد نسبت به کاربران عادی توانایی کمتری در کنترل عواطف و احساسات خود دارند. از طرف دیگر حضور در فضاهای آنلاین احساس کنترل، امکان تعامل همزمان با افراد گوناگون و آزادی عمل برای نوجوانان را فراهم میکند. با در نظر گرفتن رابطه منفی بین خودکنترلی و ریسکهای آنلاین، میتوان نتیجه گرفت که خودکنترلی مختل شده، بهطورکلی زمینه را برای ایجاد اعتیاد به اینترنت و ایجاد خطرات استفاده از آن فراهم میکند و افزایش خودکنترلی، افراد را برای استفاده از اینترنت بهصورت معقول توانمند میکند، بنابراین میتواند از اعتیاد به اینترنت و خطرات ناشی از آن جلوگیری کند. در راستای نتایج بهدستآمده پیشنهادها زیر به مدیران، معلمان و والدین ارائه میشود:
پژوهش حاضر همانند سایر پژوهش ها با محدودیت هایی مواجه بود. با توجه به اینکه آموزش آنلاین در ایران در مراحل اولیه قرار دارد، تحقیقات در این زمینه محدود بوده و گستردگی لازم را ندارد. همچنین با توجه به اینکه برای جمع آوری داده ها از روش های آنلاین و غیرحضوری استفاده شد، همکاری پاسخ هندگان پایین بوده و جمع آوری داده ها بسیار زمانبر بود. همچنین به سایر پژوهشگران پیشنهاد می شود:
پیشنهاد می شود نقش سبک های فرزندپروری در این پژوهش مدنظر قرار بگیرد.
[1] . Cheung et al [2] . Diomidous et al [3] . Lockee et al [4] . Olawade et al [5] . Lemay et al [6] . Talib& Zia [7] . Gabre & Kumar [8] . Yustika & Iswati [9] . Purnama et al [10] . Chou et al [11] . Lin & Wiley [12] . Özgür [13] . Gunuc & Dogan [14] . Oriol et al [15] . Gottfredson & Hirschi [16] . Yu [17] . Yun et al [18] . Duckworth et al [19] . Purnama et al [20] . Average Variance Extracted (AVE) [21] .Soldatova & Rasskazova [22] .Nikken & Jansz | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ایمانی، مهدی، شیرالی نیا، خدیجه. (1394). نقش کارکرد و فرآیند خانواده در اعتیاد به اینترنت نوجوانان، مشاوره و روان درمانی خانواده، 5(2)، 142-163.
آبستر، عزیزه؛ خانجانی، زینب؛ هاشمی نصرتآباد، تورج و بیرامی، منصور. (1391). اختلالات روانی نوجوانان و ویژگی های شخصیتی نابهنجار والدین: تحلیلی بر نقش شخصیت والدین در سلامت روانی فرزندان، پژوهش های نوین روانشناختی، 7(27)، 1-22.
آتش افروز، عسکر. (1396). بررسی رابطه مدل کارکرد خانواده و استفاده مشکلزا از اینترنت با میانجیگریهای خودکنترلی و هوش هیجانی، مشاوره کاربردی، 7(1)، 65-80.
جعفری ندرآبادی، معصومه (1397). بررسی رابطه بین میزان وابستگی به فضای مجازی با کارکرد خانواده و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان، جامعه شناسی آموزش و پرورش، 8(8)، 30-45.
شیرزاد، مجید؛ ترقی خواه دیلمقانی، نیر و محمدی، جواد. (1398). سواد اطلاعاتی، یادگیری خودتنظیم و اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دختر تحصیلات تکمیلی، فصلنامه مدیریت اطلاعات و دانش شناسی، 6(3)، 25-32.
موسوی مقدم، سیدرحمت اله، نوری، طیبه، خدادادی، طاهره، احمدی، اسد، قیاسی، غلامرضا. (1396). رابطه اعتیاد به اینترنت و خودکنترلی با سلامت روان در دانشجویان دانشگاه علمی-کاربردی شهرستان ایلام، مجله دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی، 5(1)، 1-8.
گنتری، دوبل. (1390). مدیریت خشم، راهنمای کاربردی برای همگان. ترجمه ی منصور بیرامی و پروانه علائی. تهران: نیک ملکی.
ژاله، مریم و جعفری، لیلا و جعفری، روزیتا و صفاری محمدآبادی، علی و پوررجب، معصومه. (1400). نقش والدگری رسانه ای بر خود کنترلی و خود مراقبتی کودکان در استفاده از فضای مجازی ایام کرونا، همایش ملی پژوهش های نوین در روانشناسی و علوم رفتاری، خمینی شهر.
Chou, H.L. Chou, C & Chen, C.H. (1159). the moderating effects of parenting styles on the relation between the internet attitudes and internet behaviors of high-school students in Taiwan. Computers & Education, 64, 114-154. Diomidous, M. Chardalias, K. Magita, A., Koutonias, P., Panagiotopoulou, P., & Mantas, J. (2016). Social and psychological effects of internet use. Acta informatica medica, 24(1), 66. Duckworth, A.L. Gendler, T.S. Gross, J.J., (2014). Self-control in school-age children. Educ. Psychol. 49 (3), 199–217. Gabre, H & Kumar, G. (2012). The effects of perceived stress and Facebook on accounting students’ academic performance. Accounting and Finance Research, 1(2), 87-100. Giunchiglia, F Zeni, M., Gobbi, E. Bignotti, E & Bison, I. (2018). Mobile social media usage and academic performance. Computers in Human Behavior, 82, 177–185. Gottfredson, M & Hirschi, T. (1990). A general theory of crime. Stanford, CA: a group of high school students: a cross-sectorial study: 2011; 24(4): 265-272. Guns, S. Dogan, A. (115۹). The relationship between Turkish adolescents’ Internet addiction, their perceived social support, and family activities. Computer in Human Behavior, 16: 1569- 1119. Lemay, D. J. Bazelais, P & Doleck, T. (2020). Patterns of social networking use and academic performance: Examining the link between quality and frequency of social networking use and academic performance among college-level students. Education and Information Technologies. Lin, C.H & Wiley, A. R. (2017). The relationship of relative child care and parenting behaviors in fragile families. Children and Youth Services Review, 81, 591-598. Lockee, B (2021). Online education in the post-COVID era, natural electronics, 4, 5-6. Muenks, K., Wigfield, A. Eccles, J.S. (2018). I can do this! the development and calibration of children’s expectations for success and competence beliefs. Dev. Rev. 48, 24–39. Nikken, P Jansz, J. (2014). Developing Scales to Measure Parental Mediation of Young Children’s Internet Use. Learning, Media and Technology. Oriol, X. Miranda, R., Oyanedel, J.C. Torres, J. (2017). The role of self-control and grit in domains of school success in students of primary and secondary school. Front. Psychol. 8, 1716. Olawade DB, Olorunfemi OJ, Wada OZ, Afolalu TD, Enahoro MA. (2020). Internet Addiction among University Students during Covid-19 Lockdown: Case Study of Institutions in Nigeria. Journal of Education and Human Development. 9(4):165-73. Özgür, H. (1159). The relationship between Internet parenting styles and Internet usage of children and adolescents. Computers in Human Behavior, 91, 455-414. Purnama, S. Ulfah, M., Machali, I. Wibowo, A & Narmaditya, B. S. (2021). Does digital literacy influence students’ online risk? Evidence from Covid-19. Heliyon, 7(6), e07406. Purnama, S. Ulfah, M., Machali, I. Wibowo, A & Narmaditya, B. S. (2021). Does digital literacy influence students’ online risk? Evidence from Covid-19. Heliyon, 7(6), e07406. Soldatova, G.U. Rasskazova, E.I. (2017). Adolescent Safety on the Internet Adolescent Safety on the Internet Risks, Coping with Problems and Parental Mediation, 93-93. Talib, N & Zia-ur-Rehman, M. (2012). Academic performance and perceived stress among university students. Educational Research and Reviews, 7(5), 127-132. Yu, Szde. (2014). Does low self-control explain voluntary disclosure of personal information on the Internet?. Computers in Human Behavior, 37(1), 210–215. Yun, I. Kim, S. G & Kwon, S. (2016). Low self-control among South Korean adolescents: A test of Gottfredson and Hirschi’s generality hypothesis. International journal of offender therapy and comparative criminology, 60(10), 1185-1208. Yustika, G.P. Iswati, S. (2020). Digital Literacy in Formal Online Education: A Short Review. Dinamika Pendidikan. Yustika, G.P. Iswati, S. (2020). Digital Literacy in Formal Online Education: A Short Review. Dinamika Pendidikan.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,311 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 936 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||